السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
530
تفسير الميزان ( فارسي )
مسيح بوده ، و سيصد سال در زمين و در اقصى نقاط مغرب تا اقصاى مشرق و جهت شمال سلطنت كرده باشد ، و سدى ساخته باشد و مردى مؤمن صالح و بلكه پيغمبر بوده و وزيرش خضر بوده باشد و در طلب آب حيات به ظلمات رفته باشد ، حال چه اينكه اسمش اسكندر باشد و يا غير آن . ه - جمعى از مورخين از قبيل اصمعى در « تاريخ عرب قبل از اسلام » و ابن هشام در كتاب « سيره » و « تيجان » و ابو ريحان بيرونى در « آثار الباقيه » و نشوان بن سعيد در كتاب « شمس العلوم » و . . . - به طورى كه از آنها نقل شده - گفتهاند كه ذو القرنين يكى از تبابعه اذواى يمن « 1 » و يكى از ملوك حمير بوده كه در يمن سلطنت مىكرده . آن گاه در اسم او اختلاف كردهاند ، يكى گفته : مصعب بن عبد اللَّه بوده ، و يكى گفته صعب بن ذى المرائد اول تبابعه اش دانسته ، و اين همان كسى بوده كه در محلى به نام « بئر سبع » به نفع ابراهيم ( ع ) حكم كرد . يكى ديگر گفته : تبع الاقرن و اسمش حسان بوده . اصمعى گفته وى اسعد الكامل چهارمين تبايعه و فرزند حسان الاقرن ، ملقب به ملكى كرب دوم بوده ، و او فرزند ملك تبع اول بوده است . بعضى هم گفتهاند نامش « شمر يرعش » بوده است . البته در برخى از اشعار حميرىها و بعضى از شعراى جاهليت نامى از ذو القرنين به عنوان يكى از مفاخر برده شده . از آن جمله در كتاب « البداية و النهاية » نقل شده كه ابن هشام اين شعر اعشى را خوانده و انشاد كرده است :
--> ( 1 ) مملكت يمن در قديم به هشتاد و چهار مخلاف تقسيم مىشده - مخلاف به منزله قضاء و مديريت عرف امروز بوده - و هر مخلافى مشتمل بر تعدادى قلعه بوده كه هر قلعه اش را قصر و يا « محفد » مىناميدند و در آن جماعتى از امت زندگى نموده بزرگشان بر آنها حكم مىرانده ، و صاحب قصر را « ذى » مىناميدند مانند ذى غمدان و ذى معين يعنى صاحب غمدان و صاحب معين ، آن گاه جمعى « ذى » را « اذواء » و « ذوين » استعمال نمودهاند ، و آن كسى كه متصدى امر مخلاف بوده « قيل » و جمع آن را « اقيال » مىآوردند و آن كسى كه متولى امر همه مخلافها بوده « ملك » مىخواندند و اگر اين ملك حضرموت و شحر را هم با يمن ضميمه مىكرده در همه آنها حكم مىرانده چنين كسى را « تبع » مىخواندند . و اگر تنها بر يمن حكم مىراند او را « ملك » مىگفتند . تاريخ تا كنون به اسم پنجاه و پنج نفر از اذواء دست يافته است و ليكن از پادشاهان تنها به هشت نفر كه از اذواء و ملوك حمير بودند . و ملوك حمير از همان ملوك دولت اخبره حاكمه در يمن بودند كه چهارده نفر آنها را از ملوك شمردهاند ، و آنچه از تاريخ ملوك يمن از طريق نقل و روايت به دست مىآيد آن قدر مبهم و پيچيده است كه هيچ اعتمادى به تفاصيل آن نمىتوان كرد .